محمد يار بن عرب قطغان
142
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
ذكر محمد رحيم سلطان بن عبيد الله خان و او از عايشه سلطان خانيم كه به مغول خانم اشتهار داشت ، « 1 » تولد نمود . و مغول خانيم دختر سلطان محمود خان كاشغرى بود . و او شهريارى بود عالى همّت ، وافر مكرمت و به لطف طبع و حسن خلق معروف و در ارتكاب فسق و فجور به غايت مشعوف « 2 » و به صحبت زنان و به مصاحبت ايشان ميل تمام و رغبت مالا كلام داشت . و بعد از صباح تا شام بعد از آشاميدن شراب گلفام و مجالست مؤنثان نازك اندام به هيچ كارى نمىپرداخت و همواره رعايت برادران كلان خويش عبد العزيز خان بجاى آورده ، طريق موافقت و يك جهتى مسلوك مىداشت تا آن زمانى كه به اجل طبيعى از دار فانى به عالم جاودانى شتافت . و در زمانى كه محمد يار سلطان « 3 » در مملكت بخارا لواى حكومت بر مىافراشت ، تنيشبى قوشچى كه جملة الملك آن ديار بود ، بنابر مصلحت زمان و جهت حوادث دوران ، برهان سلطان را پيدا كرده و گواهى نيز داده ، پسر محمد رحيم سلطان ساخت . ذكر برهان سلطان بن محمد رحيم سلطان بن عبيد الله خان گويند كه والدهء او از سيادت نصيبهاى « 4 » داشت . و او جوانى بود به كثرت شجاعت و وفور سخاوت مشهور و معروف و به عيش و عشرت بسيار مايل و مشعوف . بعد از آنكه به تاريخ سنهء احدى و ستين و تسعمائة محمد يار سلطان را ( 83 ب ) در ارگ بخارا به سخن بعضى از مردم فتنهانگيز شهيد ساخت و علم سلطنت در آن مملكت به طريق استقلال برافراخت و از مردم قزيل اياق و جوهرى و تفنگانداز رومى بسيار در ملازمت خود نگاه مىداشت و خاطر خود را بر تربيهء حال آن طايفهء بىسروپا مىگماشت . او اندك توهمى « 5 » كه از جانب امرا در خاطر داشت ، مانند حق نظر اغلان ، تمامى بىنيمان و خلق امان بىدورمان ، قتميش بىرا گرفته در ارگ بخارا شهيد ساخته ، طنطنهء سياست و كوس جلادت نواخت . و در ايام حكومتش با اهل خلافت چندبار صلح و مصاف اتفاق افتاد . چنانچه شرح اين داستان در ضمن وقايع جهانگيرى صاحبقران سكندر زمان ابو الغازى عبد الله بهادر خان سمت تحرير خواهد
--> ( 1 ) . س : و از عايشه سلطان خانيم كه اشتهار داشت . ( 2 ) . س : مشقوق . ( 3 ) . س : « سلطان » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 4 ) . س : نصيبه ( 5 ) . س : توجهى .